السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

37

هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى)

نمىديدند . از اين رو غرور به دلهاى آنان راه يافت . شادى فتح مكّه ديرى نپاييده بود كه خطر بزرگ ديگرى به پيشواز آنان آمد . قبايل هوازن و ثقيف و هم پيمانان مشركشان ، تمام نيرو و توان خود را براى هجوم به مسلمانان گرد آورده بودند . آنان با سپاهى كه تعداد آن سه برابر سپاه مسلمانان بود به رويارويى پيامبر و يارانش آمده بودند . چون پيامبر آهنگ رفتن به سوى دشمنان را كرد آنان با شناختى كه از ديار خود داشتند ، در تنگناى كوهى كه سپاه اسلام بايد به ناگزير در وادى حنين ، يكى از واديهاى منطقه تهامه ، از آن مىگذشتند كمين كردند . يكى از كسانى كه در اين نبرد حضور داشت آن را چنين توصيف كرده است : ما بدون ترس و واهمه به طرف مشركان مىرفتيم تا آنان را بگيريم غافل از اينكه پيش از اين مىبايست سلاح آنها را بگيريم . بنابراين بدون ترس و بيم مىرفتيم كه ناگهان سپاهيان « هوازن » و ديگر همراهانشان از اعراب ، يكپارچه از هر سو بر مسلمانان تاختند و عدّهء بسيارى از ما را كشتند و مجروح كردند . هر دو طرف به يكديگر آويختند . ترس و بيم بر مسلمانان سايه افكنده بود ، به همين دليل از اطراف پيامبر صلى الله عليه و آله پراكنده گشتند در حالى كه پيامبر درجاى خود ثابت قدم ماند . على و عبّاس بن عبدالمطّلب و ابو سفيان بن حارث و اسامة بن زيد نيز دركنار آن‌حضرت باقى بودند . « 1 »

--> ( 1 ) - سيرة الأئمّة ، ص 253 .